سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

10

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

ديگرى گفته سفراء ملائكه‌اى ميباشند كه حامل وحيند و واسطه بين خدا و پيمبرانند . ( دوم ) آن ملائكه را توصيف نموده بسفير كه آنان گرامى و موجودات شريف و بزرگ مرتبه ميباشند . ( سوم ) آن ملائكه نيكوكار و متّصف باوصاف حسنه ميباشند . قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ ، مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ، مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ، ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ، ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ ، ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ در غريب القرآن چنين گويد ( فقدّره ) با تشديد اعطاى قدرت است مثل اينكه گويند ( قدّرنى اللَّه ) خدا به من توانايى داد بر فلان عمل و تقدير نمودن خدا به دو معنى آمده يكى بعطا نمودن قدرت و ديگر قرار دادن اشياء را بر مقدار مخصوص و وجه مخصوص بآنطورى كه حكمت اقتضاء نموده و اشاره بمعنى اول دارد قوله تعالى مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ و اشاره بمعنى دوم دارد قوله تعالى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى يعنى عطا نموديم بوى آنچه را كه سزاوار به آن بود و هدايت نموديم وى را بقدرى كه لايق آن بود در جاى ديگر وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ يعنى تنك كرديم بر او رزق او را و در جاى ديگر يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ كه در اين دو آيه و امثال آن ( قدر ) بمعنى تنگى رزق آمده . گويا در مقام تعجب برآمده كه انسانى كه از نطفه متعفن گنديده خلق شده و در ظلمت رحم اعضاء و اجزاء بدن وى اندازه گيرى شده و پس از تكميل بدنش طريق بيرون آمدن او را آسان گردانيده و بوى توانايى عطا نموده يا بنا بر گفته بعضى طريق حقّ و باطل را بوى فهمانيده و پس از آن ميميرد و داخل قبر ميگردد و آن وقتى كه مشيت حق تعالى قرار ميگيرد وى را محشور ميگرداند با اين حال چگونه كفران ميورزد .